تبليغاتX
چرت و پرتستان

مقادیر متنابهی چرت و پرت
 عشق يعني اييين.(خودکشی یک جوان یاسوجی به خاطر سوسانا)

یک جوان یاسوجی به علت علاقه به سوسانا شخصیت زن سریال افسانه جومونگ و مخالفت پدرش جهت ازدواج با سوسانا اقدام به خودکشی کرد.

 به گزارش دنانیوز، پدر این جوان که در بیمارستان بستری شده است افزود: پسرش از وی خواسته بود تا با فروش گوسفندانش هزینه سفر وی را جهت یافتن سوسانا و ازدواج با وی تأمین کند که پس از مخالفت پدر اقدام به خوردن قرص کرده است.

پدر این جوان که شغلش کشاورزی است با اشاره به اینکه هزینه فروش کل گوسفندانش کمتر از یک میلیون تومان است گفت: به هیچ طریقی نتوانستیم وی را از این تصمیم منصرف کنیم و نهایتا اقدام به خودکشی کرد.

البته حال جوان رو به بهبود است و از خطر مرگ نجات یافته است.

   
|+| چرت و پرتی توسط حاجی چرندگو در  |
 ورود اراذل و اوباش ممنوع
ببببببببببهههههههه

هلوم علیکم

چطورین شما؟

حال میکنین؟نه خداییش حال میکنین این همه مطلب جدید و توپ و به درد بخور مینویسن واستون

حال میکنین چه زیدی دارم

مفید

علمی

به روز

اصلا کی گفته باید چرت و پرت گفت؟

آدم باید همش دنبال علم و اطلاعات باشه

نه؟

از این به بعد این وبلاگ با مدیریت زید عزیز منبه یک وبلاگ علمی با مطالب پاستوریزه و مفید تبدیل می شود.خواهشمند است اراذل و اوباش برای تفریح و خوش گذرانی نیایند اینجا

به جون خودم زید فقط یکی

اونم زید من

نانانانانانانانانانانانانا

|+| چرت و پرتی توسط حاجی چرندگو در  |
 rishe ye namhaye mahalate tehran
سید خندان

سید خندان نام ایستگاه اتوبوسی در جاده قدیم شمیران بوده است. سیدخندان پیرمردی دانا بوده که پیش گویی‌های او زبانزده مردم در سی یا چهل سال پیش بوده است. دلیل نامگذاری این منطقه نیز احترام به این پیرمرد بوده است.

فرمانیه

در گذشته املاک زمینهای این منطقه متعلق به کامران میرزا نایب‌السلطنه بوده است و بعد از مرگ وی به عبدالحسین میرزا فرمانفرما فروخته شده است.

فرحزاد

این منطقه به دلیل آب و هوای فرح انگیزش به همین نام معروف شده است.

شهرک غرب

دلیل اینکه این محله به نام شهرک غرب معروف شد ساخت مجتمع های مسکونی این منطقه با طراحی و معماری مهندسان آمریکایی و به مانند مجتمع های مسکونی آمریکایی بوده و در گذشته نیز محل اسکان بسیاری از خارجیها بوده است.

آجودانیه

آجودانیه در شرق نیاوران قرار دارد و تا اقدسیه ادامه پیدا میکند. آجودانیه متعلق به رضاخان اقبال السلطنه وزیر قورخانه ناصرالدین شاه بوده، او ابتدا آجودان مخصوص شاه بوده است.

اقدسیه

نام قبلی اقدسیه (تا قبل از 1290 قمری) حصار ملا بوده است. ناصرالدین شاه زمینهای آنجا را به باغ تبدیل و برای یکی از همسران خود به نام امینه اقدس (اقدس الدوله) کاخی ساخت و به همین دلیل این منطقه به اقدسیه معروف شد.

جماران

زمینهای جماران متعلق به سید محمد باقر جمارانی از روحانیان معروف در زمان ناصر الدین شاه بوده است. برخی از اهالی معتقدند که در کوههای این محله از قدیم مار فراوان بوده و مارگیران برای گرفتن مار به این ده می آمدند و دلیل نامگذاری این منطقه نیز همین بوده است و عده ای هم معتقدند که جمر و کمر به معنی سنگ بزرگ است و چون از این مکان سنگ‌های بزرگ به دست می آمده ‌است‌، آن‌جا را جمران‌، یعنی محل به‌دست آمدن جمر نامیده‌اند.

پل رومی

پل رومی در واقع پل کوچکی بوده که دو سفارت روسیه و ترکیه را هم متصل می کرده است. عده‌ای هم معتقدند که نام پل از مولانا جلال‌الدین رومی گرفته‌شده است‌.

جوادیه (در جنوب تهران)

بسیاری از زمینهای جوادیه متعلق به آقای فرد دانش بوده است که اهالی محل به او جواد آقا بزرگ لقب داده بودند. مسجد جامعی نیز توسط جواد آقا بزرگ در این منطقه بنا نهاده است که به نام مسجد فردانش هم معروف است.

داودیه (بین میرداماد و ظفر)

میرزا آقاخان نوری صدر اعظم این اراضی را برای پسرش‌، میرزا داودخان‌، خرید و آن را توسعه داد. این منطقه در ابتدا ارغوانیه نام داشت و بعدها به دلیل ذکر شده داودیه نام گرفت‌.

درکه

اگر چه هنوز دلیل اصلی نامگذاری این محل مشخص نیست اما برخی آنرا مرتبط به نوعی کفش برای حرکت در برف که در این منطقه استفاده می شده و به زبان اصلی «درگ» نامیده می شده است.

دزاشیب (در نزدیکی تجریش)

روایت شده است که قلعه بزرگی در این منطقه به نام « آشِب » وجود داشته است و در گذشته نیز به این منطقه دزآشوب و دزج سفلی و در لهجه محلی ددرشو میگفتند.

زرگنده

احتمالا دلیل نامگذاری این محل کشف سکه ها و اشیاء قیمتی در این محل بوده است. در گذشته این منطقه ییلاق کارکنان روسیه بوده است.

قلهک

کلمه قلهک از دو کلمه "قله‌" و "ک‌" تشکیل شده است که قله معرب کلمه کله‌، مخفف کلات به معنای قلعه است‌. عقیده اهالی بر این است که به دلیل اهمیت آبادی قلهک که سه راه گذرگاه‌های لشگرک‌، ونک و شمیران بوده است‌، به آن( قله- هک) گفته شده است‌.

کامرانیه

زمین‌های این منطقه ابتدا به میرزا سعیدخان‌، وزیر امور خارجه‌تعلق داشت، و سپس کامران میرزا پسربزرگ ناصرالدین شاه‌، با خرید زمین‌های حصاربوعلی‌، جماران و نیاوران‌، اهالی منطقه را مجبور به ترک زمین‌ها کرد و سپس آن جا را کامرانیه نامید.

محمودیه ( بین پارک وی و تجریش یا ولیعصر تا ولنجک)

در این منطقه باغی بوده است که متعلق به حاج میرزا آقاسی بوده است و چون نام او عباس بوده آنرا عباسیه میگفتند. سپس علاءالدوله این باغ بزرگ را از دولت خرید و به نام پسرش‌، محمودخان احتشام‌السلطنه‌، محمودیه نامید.

نیاوران

نام قدیم این منطقه گردوی بوده است و برخی معتقدند در زمان ناصرالدین شاه نام این ده به نیاوران تغییر کرده است به این ترتیب که نیاوران مرکب از "نیا" (حد، عظمت و قدرت‌) ؛"ور" (صاحب‌) و "ان‌" علامت نسبت است و در مجموع یعنی کاخ دارای عظمت‌.

ونک

نام ونک تشکیل شده است از دو حرف (ون‌) به نام درخت و حرف (ک)که به صورت صفت ظاهر می‌شود.

یوسف آباد

منطقه یوسف آباد را میرزا یوسف آشتیانی مستوفی‌الممالک در شمال غربی دارالخلافه ناصری احداث کرد و به نام خود، یوسف آباد نامید.

پل چوبی

قبل از این که شهر تهران به شکل امروزی خود درآید، دور شهر دروازه هایی بنا شده بود تا دفاع از شهر ممکن باشد. یکی از این دروازه‌ها، دروازه شمیران بود با خندق‌هایی پر از آب در اطرافش که برای عبور از آن‌، از پلی چوبی استفاده می‌شد. امروزه از این دروازه و آن خندق پر از آب اثری نیست‌، اما این محل همچنان به نام پل چوبی معروف است.

شمیران

نظریات مختلفی درباره این نام شمیران وجود دارد. یکی از مطرح ترین دلایل عنوان شده ترکیب دو کلمه سمی یا شمی به معنای سرد و « ران » به معنای جایگاه است و در واقع شمیران به معنای جای سرد است. به همین ترتیب نیز تهران به معنای جای گرم است.

همچنین دلیل دیگر مطرح شده به دلیل وجود قلعه نظامی به آن شمیران می گفتند و همچنین برخی نیز معتقدند که‌ یکی از نه ولایت ری را شمع ایران میگفتند که بعدها به شمیران تبدیل شده است.

گیشا

نام گیشا که در ابتدا کیشا بوده است برگرفته از نام دو بنیانگذار این منطقه (کینژاد و شاپوری) میباشد.

منیریه (در جنوب ولیعصر)

منیریه در زمان قاجار یکی از محله های اعیان نشین تهران بوده و گفته شده نام آن از نام زن کامران‌میرزا، یکی از صاحب‌منصبان قاجر، به نام منیر گرفته شده‌است.
|+| چرت و پرتی توسط حاجی چرندگو در  |
  طنز نويس معروف مجله هاي توفيق و گل آقا با تخلص 'خروس لاري'

 

 

 


 

 



طنز نويس معروف مجله هاي توفيق و گل آقا با  تخلص
'خروس لاري'


بعد مرگم نه به خود زحمت بسيار دهيد
نه به من برسر گور و کفن آزار دهيد

نه پي گورکن و قاري و غسال رويد
نه پي سنگ لحد پول به حجار دهيد

به که هر عضو مرا از پس مرگم به کسي
که بدان عضو بود حاجت بسيار دهيد

اين دو چشمان قو
ی را به فلان چشم چران
که دگر خوب دو چشمش نکند کار دهيد

وين زبان را که خداوند زبان بازي بود
به فلان هوچی رند از پی گفتار دهید

کله ام را که همه عمر پر از گچ بوده است
راست تحويل علي اصغر گچکار دهيد

وين دل سنگ مرا هم که بود سنگ سياه
به فلان سنگتراش ته بازار دهيد

کليه ام را به فلان رند عرق خوار که شد
ازعرق کليه او پاک لت و پار دهيد

ريه ام را به جواني که ز دود و دم بنز
درجواني ريه او شده بيمار دهيد

جگرم را به فلان بی جگر بی غیرت
کمرم را به فلان مردک زن باز دهید

چانه ام را به فلان زن که پي وراجي است
معده ام را به فلان مرد شکمخوار دهيد

گر سر سفره خورد فاطمه بي دندان غم
به که
، دندان مرا نيز به آن يار دهيد

تا مگر بند به چيزي شده باشد دستش
لااقل تخم مرا هم به طلبکار دهید!!

 

|+| چرت و پرتی توسط حاجی چرندگو در  |
 کله گنده داری چشم قلمبه داری اما خبر نداری...........................
السلام والسلام ختمت همه ی رفیق رفقا

مدت مدیدی بود ختمت نرسیده بودیم ولیکن اتفاقی افتاد بسی مشعوف وار. حیفمان آمد نتایپیم تا شما هم شعف از سرو رویتان بریزد مثل ما کف کنید.

آقا چی بگم براتون که این چرند بی خاصیت بسی افتاده تو کار زید بازی و عشق و عاشقی و درکه و قلیونو گیتاررو لب تابببببببببببببببب.

جونم واستون بگه این زید جدیده رو حسابی تیغیده و کوله ای گرفته و ته و توهش یه لب تابی انداخته و هر جا میره کانکت؟کونکت؟چی میگن این ینترنت بازا؟خلاصه از اونا میشه و چک بیل ؟چک میل؟چیه؟ از اونا میکنه . القصه ماجرا ها دارد این مدته...

.

.

خلاصه

اما ماجرای جالبی که میخواستم به سمع و نظرتون برسونم

...

این زید چرند یه دوستی داره دیدینیییییییییی.................آآآآآآآآآآآآآآه ه ه ه ه ه ه ه ه باید ببنید . بشر ندیدم اینو ببینه و دهان به مدح و ستایش پروردگار باز نکنه که عجبا به خلقتت.

کمر همی قر میدهد شکیرا وار.

مدهوش سخنرانیش میشی که مدام داره از مدل چشم و ابروی خودش تعریف میکنه. بماند که جمیعا اراذل و اوباش محتقدند که این بشر چندی پیش بازی در سریال بچه چون و خاله قورباغه رو بر عهده داشت و الحق که از پس نقشش خوب برآمد و اکنون که

با زندایی رفته به شهر      تا که بشه عالم دهر به پست این زید فلک زده ی چرند افتاد و خلاصه....

خدا بده برکت این چرند هم که چشم و ابرویی داره ماهوار و ماهگونه.

پس از مدتی که این بشر خودش رو تو سر چرند بیچاره پلاس کردو اوشون خرج بستنی و شام دردر بچه جونو داد به این نتیجه رسید که بره تو نخ چرند که ایشان را هم همی وارد لیست دوسته پسر های خود کند .

که ناگهان...

محشری شد بیا و ببین....

گیس وگیس کشی بین زید چرند و بچه جون سر چشمو ابروی این چرند بی خاصیت که کار کشید به شیاب جانگ و تاتامیو ضربه ی فنی و نهایتا بچه جون تصمیم گرفت که دماغ چرند کجه پس کیسه مناسبی نیست.

ولی جونم براتون بگه...

و اکنون..

دادادادامممممممممممممممممممممممممممممممم(مثل فیلمای اکشن آهنگشو بخون)

به زید ما خبر رسیده که من یه روزی یه جایی یه جوری وقتی ایشان را زیارت فرمودم عرقی از خجالت دیدن معشوق بر رگ گردنم جاری و ساری شده و بچه جون فهمیده که من زیدمو نمیخوامو باید دنبال یه آدم بهتری باشم که بلد باشه مثل شکیرا قر بده....

خلاصه زید ما هم بسی نشسته اشک و آه سرداده که دیدی حاجیم از دستم رفت ؟

دیدی بیچاره شدمو آی حاجیمو  وای حاجیم.

تازه آگهی هم زده که  خوشگلای عالم بیاین همگی جمع شین به ردیف شین بلکه بچه جون دست از سر حاجیه ما برداره.

خلاصه بدینوسیله آگهی میشود به یک نه ببخشید به فقره های متعددی پسر خوش تیپ وبد تیپ استاد غیر استاد  خلاصه از همه نوع ادم برای دوستی با بچه جون نیازمندیم هر کی میخواد بیچاره شه بیا جلو

.

.

.

 

|+| چرت و پرتی توسط حاجی چرندگو در  |
 بشتابید به سوی بهترین عمل.........نه نه ببخشید محل

جانان من بر خیزو اهنگ سفر کن
گر تیغ بارد،گو ببارد ،جان سپر کن
جانان من بر خیز بر جولان برانیم
زان جا به جولان تا خط لبنان برانیم
ان جا که هر سو صد شهید خفته دارد
ان جا که هر کویش غمی بنهفته دارد
جانان من اندوه لبنان کشت ما را
بشکست داغ دیر یاسین پشت ما را
باید به مژگان رُفت گرد از طور سینین
باید به سینه رفت زین جا تا فلسطین

 



محل ثبت نام :مساجد محلات

|+| چرت و پرتی توسط حاجی چرندگو در  |
 30 مطلب كوتاه و خواندني

  
  
 
1- داوينچي همزمان با يك دست مي نوشت و با يك دست نقاشي مي كرد !
 
2- هيتلر از مكان هاي بسته وحشت داشت !
 
3- مار مي تواند تا نيم ساعت بعد از قطع شدن سرش نيش بزند !
 
4- هر انسان تا 8 دقيقه بعد از قطع گردنش هنوز به هوش است !
 
5- اغلب مارها 6 رديف دندان دارند !
 
6- وقتي به خورشيد نگاه مي كنيد 8 دقيقه قبل از آن را مشاهده مي كنيد !
 
7- قلب ميگو در سر آن واقع است !
 
8- ظروف پلاستيكي تقريبا 50 هزار سال در برابر تجزيه مقاومند !
 
9- حدود 250 نفر از محققان ناسا ايراني هستند و رئيس كامپيوتر ناسا يك ايراني است !
 
10- دانشمندان دريافته اند مورچه ها هم مانند انسان ها صبح ها خميازه مي كشند !
 
11- حس بويايي مورچه با سگ برابري مي كند !
 
12-  آيا مي دانستيد تصميم بر اين بود كه كوكا كولا به عنوان دارو استفاده شود !
 
13- با 30 گرم طلا مي توان نخي به طول 81 كيلومتر درست كرد !
 
14- فنلاند از 170 هزار و 585 جزيره تشكيل شده است !
 
15- زمين در آغاز پيدايش 2000 بار بزرگتر از حجم كنوني اش بود !
 
16- در زبان عربي براي كلمه شمشير 850 واژه مختلف وجود دارد !
 
17- گرانترين كفش دنيا 1 ميليارد و 700 ميليون تومان است !
 
18-براي تخمين زدن حشره هاي روي زمين كافيست به ازاي هر انسان 200 ميليون حشره ريز و درشت در نظر بگيريم !
 
19- كوسه با شنيدن ضربان قلب طعمه خود آن را پيدا مي كند !
 
20- فيل تنها حيواني است كه نمي تواند بپرد !
 
21- قلب وال در هر دقيقه فقط 9 بار مي زند !
 
22- ايرانيان در انگليس ثروتمندترين قشر هستند حتي ثروتمندتر از ملكه اليزابت !
 
23- در سال 1380 تعداد گوسفندان زلاندنو 44 ميليون راس اعلام شد در حالي كه جمعيت اين كشور 4 ميليون نفر بود !
 
24- قوه چشايي پروانه در پاهاي آن تعبيه شده است !
 
25- جوانان هندي شادترين و ژاپني ها افسرده ترين هاي جهان هستند !
 
26- مغز در هنگام خواب فعالتر از وقتي است كه تلويزيون مي بينيد !
 
27- 90% سم مار از پروتئين تشكيل شده است !
 
28- چشم انسان معادل يك دوربين 135 مگا پيكسل عمل مي كند !
 
29- آب دريا بهترين ماسك صورت است !
 
30- سرعت عطسه يك انسان برابر است با 160 كيلومتر در ساعت !
|+| چرت و پرتی توسط حاجی چرندگو در  |
 
می‌گن یه روز جبرئیل می‌ره پیش خدا گلایه می‌کنه که: ‌آخه خدا؟ این چه وضعیه
آخه؟ ما یه مشت ایرونی داریم توی بهشت که فکر می‌کنن اومدن خونه باباشون!
بجای لباس و ردای سفید، همشون لباسهای مارکدار و آنچنانی می‌پوشن!
هیچکدومشون از بال‌هاشون استفاده نمی‌کنن، می‌گن بدون بنز و بی‌ام‌و جایی
نمی‌رن! اون بوق و کرنای من هم گم شده، یکی از همین‌ها دو ماه پیش قرض
گرفتش و دیگه ازش خبری نشد! آقا من خسته شدم از بس جلوی دروازه بهشت رو
جارو کردم. امروز تمیز می‌کنم، فردا دوباره پره از پوست تخمه و هسته هندونه
و پوست خربزه! من حتی دیدم بعضی‌هاشون کاسبی می‌کنن و هاله‌های بالاسرشون
رو به بقیه می‌فروشن!

خدا میگه:‌ ای جبرئیل! ایرانیان هم مثل بقیه،‌ فرزندان من هستن و بهشت به
همه فرزندان من تعلق داره. این‌ها هم که گفتی خیلی بد نیست! برو یه زنگی به
شیطان بزن تا بفهمی مشکل واقعی یعنی چی!

جبرییل زنگ میزنه به جناب شیطان. دو سه بار می‌ره روی پیغامگیر تا بالاخره
شیطان نفس نفس زنان جواب می‌ده: جهنم. بفرمایید؟

جبرییل میگه:‌ آقا خیلی سرت شلوغه انگار!

شیطان آهی می‌کشه میگه:‌ نگو که دلم خونه. این ایرانی‌ها اشک منو در آوردن.
به خدا! شب و روز برام نزاشتن! تا روم رو می‌کنم اینطرف، یه آتیشی دارن
اون‌طرف به پا می‌کنن! تا دو ماه پیش که اینجا هر روز چهارشنبه سوری بود و
آتیش بازی!...حالا هم که .... ای داد!!! آقا نکن! جبرییل جان من برم...
اینها دارن آتش جهنم رو خاموش می‌کنن که جاش کولر گازی نصب کنن!!

|+| چرت و پرتی توسط حاجی چرندگو در  |
 
 
بالا
 بدو بازي